close
تبلیغات در اینترنت
عوامل موثر در توانمندی های ذهنی افراد
جمعه 31 فروردین 1397
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : سهیل |

عوامل موثر در توانمندی های ذهنی افراد
يکی از مهم ترين نتايج به دست آمده از مطالعات انسان شناسی و مقايسه انسان های اوليه با انسان های امروزی اين است که با تکامل انسان، ابعاد ظاهری و بويژه قد کاهش و به موازات آن حجم مغز افزايش يافته است بدون ترديد اولين چيزی که به ذهن انسان خطور می کند اين است که بايد بين ابعاد بدن انسان و حجم مغز و تكامل انسان امروزي ارتباطي وجود داشته باشد. قطعا" طی ميليونها سال، انسان امروزی در مقايسه با انسان های نخستين قوای فکری بيشتر و توانايی های جسمی کمتری پيدا کرده اند . بنابراين به نظر می رسد تکامل قوه انديشه در ارتباط با ابعاد جثه بدن و حجم مغز قابل تفسير و توجيه باشد. با توجه به اهميت اين موضوع محققان مطالعات بسياری در باره تکامل مغز داشته اند و چگونگی تغييرات مغز انسان را در دوره های زمانی مختلف مورد بررسی قرار داده اند. اگر چنين فرضيه ای را بپذيريم که مغز انسان در طول تاريخ تکامل يافته است، آيا می توان گفت که بين ساختمان مغز افرادی که دارای قوای فکری برتر هستند، در مقايسه با انسانهای معمولی تفاوت هايی از نظر ظاهری و فيزيولوژيک وجود دارد؟ البته نکته جالب توجه ديگر اين است که انسان امروزی حتی در آينده نگری های خود نيز اين موضوع را مورد توجه قرار داده و در فيلم ها و داستان های علمی- تخيلی موجودات فضايی را به صورت موجوداتی با اندام های کوچک تر و سرهای بزرگ تر به تصوير کشيده است تا نشان دهنده برتری توانمندی های ذهنی آنها نسبت به موجودات زمينی باشد.
بسياری بر اين باورند که در افراد باهوش حداقل بخش هايی از مغز آنها در مقايسه با ديگر افراد بزرگتر است، به گفته محققان بخش هايی از مغز مانند لوب های آهيانه ای، بخش های قدامی ( پيشين ) مغز و همچنين قسمتی از کمربند قدامی مغز را تشکيل می دهند. نقش موثری در افزايش توانمندی های شناختی در افراد دارند. بر اساس مطالعات انجام شده توسط گروهی از دانشمندان، مغز افراد با هوش برای پاسخگويی به معماها و سئوالات مطرح شده در مقايسه با افرادی که استعداد کمتری در يادگيری دارند به انرژی کمتری نياز خواهد داشت و اين در حالی است که در شرايط خاص مصرف انرژی در سلولهای عصبی مغز افرادی که از توانمندی های ذهنی بيشتری برخوردار هستند، افزايش خواهد يافت.
اگر چه اغلب افراد بيش از اندازه به توانايی های ذهنی و قوای فکری اهميت می دهند، اما مهم اين است که تمرين و پشتکار بيش از استعداد در پيشرفت افراد تاثير گذار خواهد بود.
در سال 1955 در اولين ساعات پس از مرگ آلبرت اينشتين، فيزيکدان آمريکايی، مغز او را از سرش خارج کردند و پس از اين که مغزش را به 240 قطعه تقسيم کردند، اين قطعات را برای محافظت در شيشه هايی قرار دادند. از آن زمان تاکنون محققان به اميد کشف حقايقی درباره نيروی ذهنی خارق العاده اين دانشمند تحقيقات بسياری را روی نمونه های بيولوژيکی به جای مانده از اين نابغه بزرگ انجام داده اند. تحقيقات انجام شده در باره مغز و نيروهای ذهنی، بخشی از مطالعات انجام شده به منظور کشف ويژگی ها و عوامل عصبی موثر در افزايش هوش يا افزايش استعداد کودکان در يادگيری است که قدمتی 100 ساله دارد. معمولا" 2 تا 5 درصد کودکان به عنوان تيزهوش و نابغه شناخته می شوند و تنها 2 درصد از آنها در آزمون های استاندارد تعيين بهره هوشی يا IQ امتياز بالاتر از 130 کسب می کنند. با افزايش بهره هوشی افراد احتمال موفقيت آنها در زمينه های علمی مختلف نيز به مراتب افزايش خواهد يافت.
کودکانی که در هر يک از مهارت های خواندن، نوشتن يا رياضيات از يادگيری بهتری برخوردارند در زمينه های ديگر نيز با سهولت بيشتری آموزش می بينند و بر اين اساس می توان اميدوار بود که در بزرگسالی برای انجام فعاليت ذهنی و فکر مختلفی که مسووليت انجام آن را بر عهده می گيرند، مهارت بيشتری داشته باشند.
نتايج به دست آمده از تحقيقات انجام شده در اين زمينه حاکی از آن است که معمولا" مغز افراد باهوش حداقل در قسمت های بخصوصی بزرگ تر است. در سال 1883 سر فرانسيس گالتون، دانشمند انگليسی، هوش را بعنوان يک ويژگی و خصوصيت ارثی معرفی کرد که می توانست بيانگر کارآمدی عملکرد سيستم عصبی مرکزی باشد. از آن زمان تاکنون محققانی که درباره سيستم عصبی بدن انسان به مطالعه پرداخته اند با استفاده از روش های نوين تصويربرداری از سلولهای عصبی مغز به نشانه هايی در تائيد اين فرضيه دست يافته اند. آنها دريافته اند که مغز افراد تيز هوش و با استعداد برای پاسخگويی به معماها و سئوالات مشخص در مقايسه با افرادی که در يادگيری، استعداد کمتری دارند، انرژی کمتری مصرف می کنند. اين در حالی است که از سوی گروهی ديگر از دانشمندان مصرف بيشتر انرژی در سلولهای عصبی افرادی که از توانمندی های ذهنی بيشتری برخوردارند را مورد تاييد قرار داده اند. همچنين افرادی که در زمينه يادگيری موسيقی از توانايی ها و استعداد بيشتری برخوردارند نيز در مقايسه ذهن فعال تر و پوياتری دارند. ممکن است براساس آنچه برخی از دانشمندان تصور می کنند، وقتی فرد فعاليتی را انجام می دهد که جنبه رقابتی دارد، سعی می کند برای کسب موفقيت، فعاليت های ذهنی خود را افزايش دهد که بدون ترديد در چنين شرايطی بايد انتظار افزايش تحرک و پويايی مغز را داشته باشيم. چنانچه در بسياری از افراد تيزهوش و خلاق نيز در هنگام انديشيدن به يک معمای نسبتا" ساده، بعلت کاهش آشفتگی های ذهنی برای دستيابی به کليد رمز معما، کارآيی و عملکرد ذهنی به مراتب افزايش خواهد يافت. علی رغم اين که همچنان تلاش برای دستيابی به حقايق نهفته دو علت اصلی افزايش توانمندی های ذهنی و بهره هوشی در افراد مختلف ادامه دارد اما بايد اين نکته را پذيرفت که اغلب ما انسان ها اهميت توانمندی های ذهنی در کسب موفقيت در مسير زندگی را بسيار بيشتر از آنچه حقيقت دارد تصور می کنيم و اين درحالی است که تمرين و پشتکار بيش از هوش در رسيدن به هدف نهايی کسب موفقيت در مسير زندگی تاثيرگذار خواهد بود.
تاثير اندازه مغز در پرورش خلاقيت ها :
تحقيقات انجام شده در باره ارتباط بين جنسيت و سن افراد با اندازه مغز در انسانها، وجود ارتباط بين ابعاد مغز و هوش و زيرکی افراد را نيز هرچند به مقدار جزيی و اندک مورد تائيد قرار داده است. بر اين اساس مردها در مقايسه با زن ها مغز بزرگتری دارند. همچنين با افزايش سن افراد، اندازه مغز نيز به مراتب کاهش خواهد يافت. مطالعات جديد انجام شده در اين زمينه نشان داده است که بر اساس نتايج به دست آمده از اندازه گيری ابعاد مغز با استفاده از شيوه های تصوير برداری رزونانس مغناطيسی، هر چه مغز بزرگتر باشد از توانايی های ذهنی بيشتری برخوردار است، علاوه بر اين حجم کل مغز می تواند تا 16درصد بهره هوشی افراد را نسبت به مقدار متوسط آن تغيير دهد، اما چنانچه نتايج به دست آمده از بررسی مغز اينشتين نشان می دهد، اندازه و ابعاد بخش های مشخصی از مغز بيش از بخش های ديگر در ميزان هوش و استعداد افراد تاثير گذار خواهد بود.
در سال 2004 محققان مرکز روان شناسی دانشگاه کاليفرنيا، شواهدی را مبنی بر تاثير بخش های مجزای مغز در افزايش استعداد و توانايی های ذهنی دانشمندان ارائه کردند. اين گروه با مطالعه ساختار مغز 47 فرد داوطلب شرکت کننده در اين طرح تحقيقاتی به ارتباط بين بهره هوشی با مقدار ماده خاکستری بافت عصبی مغز در 10 بخش مجزا که سلولهای عصبی مغز در آن مستقر هستند، پی بردند که اين 10 بخش، شامل 3 بخش در قسمت قدامی دو نيمکره مغز در زير استخوان پيشانی و 2 بخش در لوب آهيانه ای مغز در پشت قسمت قدامی مغز خواهد بود. اين در حالی است که بسياری از دانشمندان ديگر نيز وجود ماده سفيد که متشکل از آکسون های سلولهای عصبی است ( بخشی از سلولهای عصبی که وظيفه انتقال محرک ها از سلولهای عصبی را بر عهده دارند ) را در همين بخش ها در مغز افراد تيزهوش و با استعداد مورد تائيد قرار داده اند. با توجه به آنچه گفته شد می توان به اين نتيجه رسيد که عوامل متعددی که هر يک به صورت مجزا عمل می کنند. در تعيين ضريب هوشی افراد تاثيرگذار خواهند بود. به نظر می رسد مراکز فعاليت عصبی موثر در ايجاد هوش عمومی با افزايش سن، دستخوش تغييراتی می شود. در ميان بزرگسالان در محدوده سنی 18 تا 84 سال، ضريب هوشی افراد با اندازه قسمت هايی از مغز، پيرامون ساختار مرکزی موسوم به بخش کمربندی عصب مغزی که در شکل گيری عواطف و احساسات و کسب تجارب شناختی نقش دارد، از ارتباطی مستقيم برخوردار است.
جالب است بدانيد که بررسی ضخامت پوسته مغز که در حقيقت بخش بيرونی مغز را تشکيل می دهد در ميان تيزهوشان علمی گروه سنی زير 8 سال در مقايسه بسيار کمتر از حد معمول است و سپس ضخامت اين قسمت از مغز به سرعت افزايش می يابد، بطوری که در پايان دوران کودکی ضخامت پوسته مغز اين افراد در مقايسه با افراد ديگر که در يادگيری و آموزش استعداد کمتری دارند، بيشتر خواهد بود. چنين الگوی ذهنی مشابهی را می توان در بخش های قدامی مغز که در اتخاذ تصميمات مبتنی بر عقل و منطق نقش تعيين کننده ای دارند نيز مشاهده کرد. ساختارهای مغزی تاثيرگذار در افزايش بهره هوشی افراد ممکن است بر اساس جنسيت و سن افراد متفاوت باشند.
برای مثال محققان بر اين باورند که مردان و زنانی که امتياز يکسانی را در آزمون های بهره هوشی کسب می کنند از بخش های متفاوتی از مغز برای پاسخگويی به سئوالات مطرح شده در اين آزمون ها استفاده می کنند. بنابراين می توان گفت بدون ترديد بيش از يک ساختار مغزی يا الگوی ذهنی مشخص در افزايش استعداد و توانايی افراد تاثير گذار خواهد بود.
افراد باهوش، با دقت تر هستند:
اگر چه محققان در باره پيامدهای ناشی از عملکرد ساختارهای فرضی در نظر گرفته شده برای مغز در افراد تيزهوش و با استعداد، هر يک نظريات متفاوتی را ارائه کرده اند، اما بی شک پس از سالها مطالعه در اين زمينه نقش افزايش سرعت پردازش اطلاعات در مغز در ميزان هوش و توانمندی های ذهنی افراد را مورد تائيد قرار خواهند داد.
افزايش سرعت پردازش اطلاعات در مغز نيز مستلزم اين است که مدارهای عصبی مغز در اين گروه از افراد به گونه ای شکل گرفته باشند که امکان استفاده از بيشترين توانمندی های ذهنی را برای فرد به وجود آورند. بر اين اساس گفته می شود که افراد تيزهوش در حل معماها و پاسخگويی به سئوالات مطرح شده با دقت و ظرافت بيشتری عمل کنند، چرا که آنها ميتوانند به سرعت و در کوتاه ترين زمان ممکن، اطلاعات کليدی را در معماهای مطرح شده تشخيص داده و بر اساس آن به پاسخی صحيح و منطقی برای حل آن معما دست يابند. بنابراين بايد پذيرفت که اين افراد از حافظه کمکی کوتاه مدت مغز که داده های دريافتی را تنها برای مدت زمان کوتاهی تا زمان پردازش در مغز ثبت و نگهداری می کند، به نحو مطلوبی استفاده می کنند.
محققان به منظور نظارت بر فعاليت مغزی افراد در هنگام نتيجه گيری استدلالی غير شفاهی نيم ساعته، تصاوير مغزی ثبت شده به روش انتشار پوزيترون ( الکترون های مثبت ) را که می تواند ميزان متابوليسم گلوکز در سلولهای عصبی مغزی را مورد سنجش و اندازه گيری قرار دهد، بررسی کرده اند. بر اين اساس هر چه فرد در انجام اين فعاليت ذهنی از عملکرد بهتری برخوردار باشد ميزان متابوليسم گلوکز در بخش های وسيعی از مغز کاهش خواهد يافت. اين نتايج می تواند تاثير افزايش کارآيی و عملکرد پردازش عصبی در پرورش استعدادها و توانمندی های ذهنی را مورد تائيد قرار دهد. بنابراين می توان گفت افراد تيزهوش در مصرف انرژی اقتصادی تر عمل می کنند. کاهش فعاليت مغز پس از يادگيری نيز نقش مهمی در افزايش توانمندی های ذهنی دارد. در هنگام يادگيری فعاليت بخش های قدامی مغز که در کسب مهارت های شناختی نقش مهمی را ايفا ميکنند، در افراد با استعداد در مقايسه با افراد معمولی کمتر است. بعبارت ديگر هر چه فرد از توانايی های ذهنی بيشتری برخوردار باشد، تفاوت در ميزان فعاليت پوسته مغز در مراحل قبل از آموزش و بعد از آموزش و يادگيری محسوس تر خواهد بود که اين موضوع نشان می دهد اين گروه از افراد پس از يادگيری از فرآيندها و روش های تسهيل کشده و ساده تری برای پردازش اطلاعات جديد استفاده می کنند.
معمولا" مغز کودکان باهوش و زيرک حتی در هنگام استراحت نيز انرژی کمتری مصرف می کند که از اين جهت می توان آن را از نظر تکامل و توسعه در مقايسه با کودکان معمولی پيشرفته تر دانست. اگر چه بسياری از محققان افزايش بازده انرژی در مغز اين گروه از افراد را ناشی از افزايش ماده خاکستری در مغز می دانند که می تواند علاوه بر تامين منابع لازم برای پردازش اطلاعات، فشار وارد بر مغز در هنگام فعاليت را نيز به ميزان قابل توجهی کاهش دهد، در اين ميان بسياری از محققان علت اصلی اين ويژگی را در افزايش ضخامت ميلين يافته اند. ميلين ماده ای است که سلولهای عصبی را از هم جدا کرده و زمينه مناسبی را برای انتقال سريع پيامهای عصبی مخابرده شده از مغز به وجود می آورد. اگر چه افزايش غير عادی بافت پشتيان دستگاه عصبی مرکزی که سبب تشکيل ميلين در مغز می شود، در نزديکی سلول های عصبی بخشی از قشر آهيانه ای مغز انيشتن مورد تاييد قرار گرفته است، اما لازم است در اين زمينه تحقيقات بيشتری انجام شود.
ذهن پويا :
علی رغم اين که ذهن افراد تيزهوش و با استعداد هيچ گاه از يک آرامش نسبی برخوردار نخواهد بود اما به نظر می رسد که در برخی مواقع در مقايسه با افرادی که از هوش معمولی برخوردارند، بسيار فعالتر است. با توجه به اين ويژگی می توان به اين نتيجه رسيد که اين گروه از افراد دارای توانايی مغزی بيشتری هستند.
سطح فعاليت نيز در ناحيه قدامی و لوب آهيانه ای مغز در افرادی که در آزمون بهره هوشی امتياز بالاتری را کسب کرده اند به مراتب بالاتر است. بررسی های انجام شده نشان داده است که در نوابع رياضی، مغز از نظر سوخت و ساز فعالتر است و اين فعاليت بيشتر در لوب های آهيانه ای، قشر قدامی و همچنين کمربند قدامی مغز متمرکز شده است. اگر چه هنوز علت اصلی پويايی و فعاليت بيش از اندازه مغز در تيزهوشان شناخته نشده است، اما بسياری از محققان بر اين باورند که سختی و دشواری فعاليت ها و درگيری های ذهنی مانع از ايجاد آرامش ذهنی در اين افراد خواهد شد. وقتی فرد با مساله دشواری مواجه می شود، حتی اگر تيزهوش و با استعداد نيز باشد برای حل آن بايد سخت تلاش کند، افزايش سرعت سوخت و ساز مغز می تواند نشان دهنده افزايش درگيری ذهن برای پاسخگويی به مساله مطرح شده باشد. اگر فردی نتواند از عهده حل اين مساله بر آيد، مغز به علت ناتوانی در دست و پنجه نرم کردن با داده های موجود تقريبا" غير فعال خواهد شد. اين در حالی است که در مقايسه فردی که استعداد بيشتری دارد برای پاسخگويی به معماهايی که ساده تر هستند، کارآمدتر عمل کرده و با کمترين فعاليت ذهنی و در کوتاه ترين زمان ممکن به سئوال مطرح شده پاسخ می دهد.

با افزايش بهره هوشی افراد احتمال موفقيت آنها در زمينه های علمی مختلف نيز به مراتب افزايش خواهد يافت.
و اما حرف آخر :
با توجه به آنچه گفته می شود می توان به اين نتيجه رسيد که عوامل عصبی موثر در نبوغ و استعداد انسان ها هر آنچه که باشد تنها سبب افزايش احتمال موفقيت فرد خواهد شد و نمی تواند پيشرفت او در تلاش برای کسب مهارت در زمينه های مختلف را تضمين نمايد. حتی در موفقيتهای علمی نظير قبولی در آزمون ورودی دانشگاهها نيز ضريب هوشی افراد به اندازه برخورداری از انضباط شخصی و خواسته فرد برای رسيدن به موفقيت تاثيرگذار نخواهد بود. بررسی ها و تحقيقات انجام شده درباره دانش آموزان مقطع دبيرستان نشان داده است که موفقيت اين افراد در زمينه های مختلف تحصيلی بيش از اين که با ضريب هوشی افراد در ارتباط باشد، مستلزم داشتن اراده و عزم جدی و داشتن انضباط شخصی برای رسيدن به هدف است. علاوه بر اين معمولا" اين گروه از افراد، استفاده از مزايا و امتياز به دست آمده از موفقيت های خود در زمينه تحصيلی را به لذت ها و خوشی های زودگذر ترجيح می دهند و اين در حالی است که داشتن ضريب هوشی بالا الزاما" نمی تواند تضمين کننده موفقيت فرد در اين زمينه باشد.
حتی موفقيت اينشتين در زمينه فيزيک و رياضيات نيز نمی تواند تنها بعلت توانايی های ذهنی منحصر به فرد او باشد، بلکه آموزش، علاقه مندی و پشتکار را برای حل معمای نسبيت و حمايت از جانب خانواده و دوستان نيز سبب شد زمينه ای مناسب برای پيشی گرفتن او نسبت به ديگر افراد با استعداد معاصر او فراهم شود.
منبع : مقاله " نوابغ چگونه می اندیشند" -تهیه کننده : فرانک فراهانی جم-برگرفته از Scientific american- انتشار روزنامه جام جم-پنجشنبه 9 آبان - 1387

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
برچسب ها : عوامل موثر در توانمندی های ذهنی افراد ,

تاریخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 | نظرات () بازدید : 29


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


▂ ▃ ▅ ▆ تقویت هوش نوزادان ▆ ▅ ▃ ▂
firefox
opera
google chrome
safari